شاعری با دفتری از گلوله های خیس

خرید بک لینک
 نیامدهام که بمانمآمدهام که بمیرم!و زندگی ماهی قرمز کوچک و سرگردانی بودکه نرسیده به صبح روز سوم عید تمام شد...بیپرده بگویمگاهی باید برای عشق مشت گریان واشدهای باشیو چنان به پای او بیفتی که مرگ راه خانهاش را برای همیشه گم کند... تمام جادههای جهان را قدم زدمبه آخر این خیابان خسته رسیدمو راهی جز دوست داشتن توپیش رویم نیست...خندههایم را نبیناینکه باد را با دمیدن در گل شیپوری صدا میزنمو جای تو اینجاکنار این دریچه دلتنگ خالیست... گاهی فکر میکنم زمینی بایر هستمچاهی بدون آبکه پرندگان و غزالانناامید از من به لانههایشان بازمیگردند... اگر بدانی این بیابان تشنهرد خراش چه کاروانهایی را بر سینه خود دارد!آغوشت را برایم آماده کنتا بیایم و بگویممرگ چگونه در تمامی این سالها از چشمهای تو میترسیدو من هنوز عاشقت هستم...تو راکه خوب میدانی معنای «شب راروز راهنوز را...»  شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 4:31

تو نیستی...

و من کاری از دستم بر نمیآید

جز اینکه هنوز دوستت داشته باشم...

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 4:31

آدمیxadزاد است دیگر به امید زنده است... او هر جمعهxad در ایوان خانهxadاش میxadنشیندکفشxadهایش را واکس میxadزندو خیره میxadشودبه گلدان بیxadحواس کنار پنجرهاو با صدای زنگ تلفن از جا کنده میxadشودبا صدای زنگ در از جا کنده میxadشوداو فکر میxadکند عشقکم طاقت استبه شهر شلوغ عادت نمیxadکندو با همان اتوبوسی که رفته است باز میxadگردد... آدمیxadزاد است دیگر...سال پشت سال باید بیاید و بگذردبرف همینxadطور باید روی شعرها و شانهxadاش بنشیندتا دستگیرش شودجادههرگز به مردی که در ایوان خانه میxadنشیندو پنهانی اشک میxadریزدرحم نمیxadکندپیاده میxadکند عشق را در تاریکیپیاده میxadکند عشق را در استراحتگاهی پیر و دورو خود در ضلع پوسیده ترمینالی غریبه و دنگال برای همیشهبرای همیشه به خواب میxadرود... شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 20:51

کتاب هایت یکی پس از دیگری از چاپ بیرون آمد

تمام شان را خریدم

اما لای هیچیک از آنها را باز نکردم

حوصله خواندن دوباره خودم را نداشتم...!

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 20:51

صفحه بندی